مطالب مرتبط به روز جهانی قدس 1388

اقصا!... اينجا افغانستان مسلمان است!...
تحليلي از نشست تاسيس شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف در هوتل سنترال كابل
---------
محمد الدره كودكي كه چند سال قبل ذريعة رگبار تير به نشانة ارتش تا دندان مسلح اسرائيل به شهادت رسيد و در برابر ديدگان جهان آن صحنه به نمايش گذاشته شد، ديگر هيچ جايي براي تأمل در درنده خويي و خونريزي رژيم اسرائيل نگذاشت، محمدالدره (شهيد انتفاضه مسجدالاقصي) نمونه‌يي از اعمال جنايتكارانه رژيم اسرائيل است كه به زبان حال و قال براي جهانيان فهماند كه اگر سنگ جلو اين موجود ياغي نگذارند فردا ويراني‌هاي ديگري نيز خواهد آفريد،  اما جهان اسلام همان دم كه آن گونه كه مي‌بائيست از جا نجنبيد، خواب آلودگي كشورهاي اسلامي به خصوص همسايگان و حكمرانان عربي، چنان رژيم را گستاخ و بي‌باك ساخت كه لبنان را در كام آتش فرو برد و مردم بي‌گناه زيادي را به خاك و خون كشيده و اندكي بعد اين غول از زنجير رهيده بر نوار غزه تاخت و محمدالدره هاي بيشماري را از راه دبستان گرفته راهي قبرستان ساخت.
در يكي از زبان ها مثلي است كه مي‌گويد: «همان روز خورده شدم كه گاو سياه خورده شده بود» بلي اگر در گذشته ها كاري با اين رژيم شده بود ديروز سياهي نبود و اگر ديروز ريسماني به گردن اين وحشي افگنده بودند امروز محمدالدره هايي نمي‌بود، امروز و فردا!؟...
درد اين فرداها را اينجا... به مسافه سه كشور در ميان... فرزندان مومني بردوش و پيكر و مغز استخوان خويش احساس كرده اند... اينجا در سالن هوتل سنترال در مركز شهر كابل!
كنكاشي در باب چيستي روابط افغانستان و فلسطين نام نمادين هميشگي مردم افغانستان با ملت شجاع وغيور فلسطين است، كه امروز زير تالار اين سالن شخصيت هايي بنام هسته‌هاي اسلامي اين شهر براي بررسي درد مشترك ملت افغانستان و مردم فلسطين گرد آمده اند.
درد ناسوري كه با يك تفنگ هردو ملت كشته مي‌شوند، تفنگ ساخت يك كارخانه به دست دو نفر يكي صهيونيست و آن ديگر مسيحي‌يي تروريست سينه يك نفر را نشانه گرفته اند كه آن مسلمان است.
در اين همايش، شخصيت هاي جهادي، استادان دانشگاه، وكلاي شوراي ملي، روحانيون و شخصيت هاي سياسي و مستقل اشتراك كرده بودند.
همه با يك صدا ايجاد تاسيس ساختاري كه بتواند هويت اسلامي افغانستان را براي جهان بازگويد، را از اولويت هاي شرعي و الهي مسلمانان كشور دانسته و برآن مهر صحت گذارند.
روحيه در مجلس به گونه‌يي بود كه انگار اين جمع گم شده‌يي را در پشت سال ها انتظار باز يافته اند، اين جمع اهميت و بزرگي اين قضيه را تذكر داده و اشتراك طيف وسيع و گسترده‌يي را در آن لازم برشمردند.
درون مايه‌ها و مباني تيوريك اين شورا كه در اختيار هر يك قرار داده شده بود ذريعه منشي مجلس به قرائت گرفته شد و ملاحظه وديدگاه هاي گوناگوني بحث گرديد.
ديدگاه‌هايي كه در اساسنامه و مرامنامه گنجانيده شده بودند، نهايتاً شفاف و روشن مطرح گرديده بودند و از سويي ميان آرمان گرايي و هر گونه اقدام عملي بدور از سنجش راه اعتدال و ميانه‌يي را نشانه گرفته بودند كه از سوي همه اشتراك كنندگان به نقد و بررسي و تعديلات لازم استقبال و در عين حال مورد تمجيد همه قرار گرفتند.
آنچه كه فضا را روشن تر و شفاف تر مي‌ساخت طرح پرسش و نگارش سوالنامه‌هايي بود كه راجع به ديدگاه هاي اشتراك كنندگان در اين جلسه سوالات كليدي بيشماري را شامل بود.
شخصيت‌هاي مهمي كه در اين جلسه اشتراك ورزيده بودند، روي بارور سازي هرچه بيشتر فعاليت در اين راستا تاكيد ورزيده و حمايت همه تشكيلات سياسي از اين جريان را مطالبه نمودند.
آقايان هر يك آقاي مفلح، آقاي اكبري، آقاي احمدزي، آقاي عالمي بلخي، آقاي غفاري، آقاي صدر، آقاي حق‌پرست، آقاي فاضل زاده، آقاي فاضل حسيني، خانم دانش، خانم پيكان، خانم افضلي، آقاي جعفري، آقاي رحماني، آقاي حسيني و آقاي وحيد مژده گردانندگي اين نشست را به عهدة آقاي مولوي محمدمختار مفلح سپردند كه ايشان در رابطه ضرورت فلسفه تاسيس نهادي كه داعية قدس را علم نمايد صحبت نمود و روي مواد اساسنامه و مرامنامه توضيحات لازم داده و در عين حال تاريخ جلسات بعدي را توضيح داده و در ضمن نقش ديدگاه‌هاي حاضران در اين مجلس را مهم دانستند.
اين مجلس آن گونه كه ازآن توقع برده مي‌شد بالاتر از انتظار مورد استقبال اشتراك كنندگان قرار گرفت و تصاميم آن از حمايت همه جانبه آنان برخوردار گرديد.
مجلس با تعيين تاريخ جلسه بعدي و دعائيه پايان يافت.



-------------------
مسجد الاقصي معيار ايمان در عصر حاضر
همايش دوم اساس گزاري شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف
شايد كارمندان و خدمه هوتل هاي شهركابل و ساير شهرهاي افغانستان در واپسين روزهاي برج اسد سالروان با كارهاي تبليغات انتخاباتي خو و انس گرفته بودند، اما اجتماع مورخ 15 اسد 1388 از همه تفاوت داشت. زيرا در سالن هولت هرات، در شهر كابل جمعي از علما و خبرگان افغانستان در رابطه به مسايل بزرگ تري حرف مي‌زدند، موضوع، فلسطين بود و حراست از هويت اسلامي قدس شريف.
در واقع بازي كردن با كارت قدس در افغانستان بعد از حوادث 11 سپتمبر 2001 از زاويه ديد برخي ها كاري است شبيه به انتحار سياسي، كه امروز بدون درنظرداشت اين دكترين، آقاي مولوي محمدمختار مفلح به آن دست يازيد و ديدگاه نهضت اسلامي را كه حالا او عهده داري مي‌كند از ابهام بيرون آورد.
اما منطق اين اقدام، از طرز تلقي و برداشت رهبري نهضت اسلامي آب مي‌خورد كه رسيدگي به قضاياي جهان اسلام را جزء وجايب شرعي يك مسلمان پنداشته است و در ضمن روحية دوران جهاد كه تصريحات و تلويحات بيشماري در رابطه به فلسطين و بيت المقدس داشت نيز انگيزه ديرپاي رهبري نهضت بايد باشد كه نهضت خود از جريان جهاد مايه گرفته است.
افزون به دلايل فوق، معادله‌يي كه نهضت اسلامي در رابطه به حل مشكل افغانستان به آن دست يافته اين است كه نهضت، مشكل افغانستان را در ارتباط مستقيم و نزديك با مسأله فلسطين دانسته است.
بنابر آنچه در بالا تذكر داده شد، آقاي مفلح سه عامل عمده را براي پرداختن به قضيه فلسطين و قدس شريف را جدي برشمرده و آن سه موضوع را درون مايه تصميم گيري در باره قدس اعلان داشته اند كه ذيلاً توضيح مي‌شود:
1- عامل ديني و مسئوليت شرعي مسلمانان.
2- انگيزه تاريخي و ارزشي موضوع فلسطين.
3- عنصر ويژة رابطه بحران افغانستان به قضيه فلسطين.
اين سه عنوان محور اصلي و انديشگي صحبت آقاي مفلح بود كه گشايشگر جلسه واقع شد، كه البته ايشان در لابلاي صحبت خود به موضوع فوق تصريحات بيشماري داشتند.
استقبال حاضران:
نخست اينكه، حاضران اين نشست داراي پيشنة شناخت در مورد فلسطين بوده و با اينكه برخي از شخصيت هاي طراز نخست نهضت اسلامي دهه‌هاي قبل از پنجاه بوده اند، داراي انديشه هاي ناب در مورد قضاياي جهان اسلام بوده و به ويژه در باب فلسطين داراي مطالعات وسيع و همه جانبه يي بوده اند.
بدين مبنا سخن راندن از داعية قدس در محضر اين جمع گرچند كار دشواري را در پي نداشته است اما، چون هر يك به چند و چون قضيه آگاهي كامل داشته اند ايجاب مي‌كرد تا بحثي همه جانبه و جامع الاطراف با آنان صورت بگيرد.
بدون شك آغازه اين بحث درميان اين طيف با استقبال وسيع و همه جانبه‌يي روبرو شده و اين بخش از داعية نهضت اسلامي نخستين (حمايت از مسجدالاقصي) را كه تا اين به فراموشي سپرده شده بود را جزء اساسي وظايف يك مسلمان در دنياي معاصر پنداشتند.
البته در گفتمان فلسطين كه از سوي آقاي مفلح عنوان گرديده بود برخي از پرسش هايي مطرح گرديد كه بيشترينه روي تداوم اين جريان، موانع موجود برسر راه اين حركت و هكذا موضوع تمويل و پشتيباني آن تمركز داشت.
در اين قسمت ديدگاه‌هاي متفاوتي مطرح گرديد، نگراني‌هايي از قبيل دلسردي هاي جريان هاي اسلامي از عملكرد برخي اشخاص، در طول سال هاي مبارزه و عقب گرد ها.
در جوّ افغانستان كه آميخته از بي‌اعتمادي است، پديد آمدن اين گونه ديدگاه ها شايد تا حدودي امري طبيعي باشد اما در اين محفل فضا كاملاً متفاوت بود، اينجا يك آدرس مكلف به رفع اين شبه و بي‌اعتمادي ها نبود بلكه روحية جمعي و ديدگاه‌ كلي اشتراك كنندگان طوري بود كه به همه پرسش‌هايي كه از اين دست مطرح مي گرديد را پاسخ مي‌داد، نمونه آن را در اين نشست واكنش صريح و جدي اكثريت از اشتراك كنندگان در برابر اين ديدگاه (با موانع بر سر راه چون مسايل امنيتي چگونه كنار آمد؟) را مي‌توان نام برد.
مهمترين نكته‌يي كه روي آن تأكيد گرديد و مي‌شود محور اين نشست نيز آن را توصيف نمود همان اصل ضرورت وجود اين نهاد بود كه همه اعضاي شركت كننده بدون اختلاف به آن اتفاق نظر داشته و روي با روي و تكامل آن اصرار ورزيدند.
آنچه در اين مجلس بيشتر جلب توجه مي‌كرد همان عمق خودباوري بود كه در ديد و انديشه همه اشتراك كنندگان تجلي داشت. شايد براي برخي از ملت ها در بيرون از افغانستان كه كار افغانستان را تمام شده گمان كرده اند و به پندار آنان جريان هاي اسلامي با توجه به حضور سنگين نظامي و سياسي قدرت هاي غير اسلامي ديگر از فعاليت باز مانده و ورشكست شده اند، باور كردني نباشد كه در افغانستان و در قلب پايتخت آن روي حادترين موضوع جهان اسلام اين گونه انگشت گذاشته مي‌شود.
شايد اگر همين نكته درست به تحليل گرفته شود و جوانب آن به طور دقيق موشكافي شود، براي حفظ هويت اسلامي كشور موثر شناخته شده و براي استقلال كشور نيز سند و دليل واضحي قلمداد گردد.
افغانستان امروز به تعبير بعضي ها سرزمين كميسيون ها، جلسات و سيمينارهاست، اما آنچه در همه مجالس ديده شده است خود موارد اهداف گذرا و موسمي يي بوده است كه كمتر ثمره يي براي اهداف كلان ملي و كلي كشور داشته است. اما اين نشست به نتايج و اهداف خود ازآغاز توجه داشته و منافع ملي را در نظر گرفته بود.
جلسه مقدماتي بنيان گذاري شوراي عالي حمايت از هويت اسلامي قدس شريف، ازاين دست حايز اهميت است كه داعيه فلسطين كه در متن عقيده اسلامي يك شخص جا دارد مدت ها بود كه به حاشيه برده شده و هرازگاهي تريبيون هاي مختلف در پي خاموش سازي اين داعيه در كشور بوده اند ولي متوجه نشده بودند كه اين مسأله، بدون اندك خمودي با زندگي مردم زندگي كرده و هرگز استهلاك نپذيرفته است.
البته عدم هماهنگي جريان هاي اسلامي كشور و دست كم گرفتن قضية فلسطين و به رسميت نشناختن رابطه قدس و فلسطين با بحران افغانستان، پديده هايي بوده كه در طيف جريان هاي اسلامي افغانستان نيز ديده شده است و اين رويكرد در اين مجلس نيز به گونه هاي مختلفي خود را نشان مي‌داد.
اما در مجموع كفة جهت موافق اين داعيه در اين جلسه سنگيني محسوسي داشت كه حمايت قاطبة جهت هاي اسلامي يي كه در اين نشست حضور بهم رسانده بودند گواه صدق آن است.
در فرجام به گونه نتيجه گيري از جلسه مواد زيرين را مي‌توان يادداشت نمود:
1- استقبال نشست همگاني از وجود و تاسيس يك نهاد.
2- اذعان به مشكلات و تأكيد بر ادامه اين راه.
3- جدي گرفتن اين قضيه و اجتناب از برخورد ابزاري با آن.
4- تاييد دسته جمعي و حمايت همه جانبه از گفتمان علمي، سياسي به محوريت قدس شريف كه ذريعه شخص آقاي مفلح راه انداخته شده است.
لازم به تذكر است كه اسناد مؤيد ادعاي فوق نيز درج وثايق نهضت اسلامي است كه عندالموقع دست به نشر آن خواهد زد.